تبلیغات
مشاهیر جهان - مطالب دکتر علی شریعتی

امروز:

سخنی از دکتر علی شریعتی

» نوع مطلب : دکتر علی شریعتی ،

 

سخنی از دکتر علی شریعتی

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم

 که سالها به اجبار خواهیم خفت


نوشته شده در : سه شنبه 19 مهر 1390  توسط : مشاهیر جهان مشاهیر جهان.    نظرات() .

جملات کوتاه و زیبا از دکتر شریعتی

» نوع مطلب : دکتر علی شریعتی ،

-حوادث،انسان های بزرگ را متعالی و ادم های کوچک را متلاشی می کند.
42-این سه راهی است که در پیش پای هر انسانی گشوده است:پلیدی پاکی پوچی
43-شرف مردم چون بکارت یک دختر است اگر یک بار لکه دار شد دیگر هرگز جبران پذیر نیست.
44-چقدر دوست دارم این سخن مسیح را«از راه هایی مروید که روندگان ان بسیارند از راه هایی بروید که روندگان ان کم اند»
45-ادم بالاخره می میره حالا من به اسهال خونی بمیرم بهتره یا به خاطر حرفم.
46-چاپلوسی یونجه لطیفی است برای دراز گوشان دمبه دار خوشحال.
47-گریستن خوب نیست مگر بشود جوری گریست که چشم ها نفهمند.
48-پروانه ی شمع اگر هم چون مرغ خانگی نه برگرد شمع که در پی خروس می رفت زندگی در زیر پایش رام می گشت و اسمان بر بالای سرش به کام
49-من از دو کار نفرت دارم:یکی درد دل کردن که کار شبه مرد هاست و یکی هم از خود دفاع کردن برای تبرئه خود جوش زدن که کار مستضعفین است.شجاع به همدرد نیازمند نیستاز ناله شرم دارد.
50-برای خوشبخت بودن به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن و یاس انسان امروزه یاسی است ناشی از اگاهی اش به خویش و خوش بینی انسان در تاریخ زاییده جهلش نسبت به خویش است.
51-زنی که زیبایی اندیشه پیدا کرده باشد زیبایی بدنش را نشان نمی دهد.
52-دو پدیده را مردم یا عوام نمی تواند از هم سوا کنند یکی شور مذهبی است یکی شعور مذهبی.که این دو ربطی به هم ندارند ان کس که شعور مذهبی دارد خیال می مند که شعور مذهبی هم دارد.
53-هر کس -نه تنها-به میزان معلوماتی که دارد عالم نیست بلکه به میزان مجهولاتی که در عالم احساس میکند عالم است.
54-انسان به میزان برخوردهایی که در زندگی دارد انسان نیست بلکه به اندازه نیازهایی که در خود احساس می کند انسان است.
55-برای اینکه قومی خوبسواری بدهد باید احساس انسان بودن از او گرفته شود.
56-چقدر این قفس برایم تنگ است من تاب تنگنا ندارم
57-بد است در برابر وحشی ترین تازیانه ها ،سکوت مردانه و غرور امیز مرد نباید بشکند ،در برابر هیچ دردی ،لب مرد به شکوه نباید الوده گردد من از نالیدن بیزارم.
سنگین ترین درد ها و خشن ترین ضربه های افرینش تنها می تواند مرا به سکوت وادارند
نالیدن،زاریدن،گله کردن،شکایت بد است.
58-ادمهایی که هیچ وقت احتیاج به تنهایی ندارند ،معمولا ادم های کم مایه ای هستند.
59-خدا برای تنهایی اش ادم افرید.
60-ایمان زاییده ای ایدوئولوژی ارزش دارد نه ایمان ارثی یا تقلیدی.


نوشته شده در : دوشنبه 6 تیر 1390  توسط : مشاهیر جهان مشاهیر جهان.    نظرات() .

جملات کوتاه و زیبا از دکتر شریعتی

» نوع مطلب : دکتر علی شریعتی ،

جملات کوتاه و زیبا از دکتر شریعتی
1-اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست،او جانشین همه نداشتن های من است.
2-خدا به من زیستی عطا کن که در لحظه مرگ،به بی ثمری لحظه ای که برای زیستن تلف کردم،سوگوار نباشم.
3-به زور می توان چیزی را گرفت اما به ذور نمی توان ان را نگه داشت.
4-ارزش وجودی انسان به اندازه حرف هایی است که برای نگفتن دارد.
5-اگر قادر نیستی خود را بالا ببری،همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری.
6-هر کس را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند،بدان گونه که احساسش می کنند هست.
7-وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ می کند پرهایش سفید می ماند،ولی قلبش سیاه میشود.دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.

8-دل های بزرگ و احساس های بلند،عشق های زیبا و پر شکوه می افرینند.
9-اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی ازار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن!در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.
10-اکنون با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم.این زندگی من است.
11-وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند. وقتی می خواستم ستایش کنم،گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن،گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن،گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید،می خواهم پیاده شوم.
12-به سه چیز تکیه نکن،غرور،دروغ و عشق.ادم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد.
13-زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق می ورزد.
14-خدایا به هر کس دوست می داری بیاموز
که عشق از زندگی کردن بهتر است،
و به هر کس دوست تر می داری،بچشان
که دوست داشتن از عشق برتر است.
15-تا بی پناه نگردم،پناهم نخواهی داد
تا نیفتم،دستم را نخواهی گرفت.
16-وقتی عشق فرمان می دهد،
«محال»سر تسلیم فرود می اورد.
17-عشق در اوج اخلاصش به ایثار رسیده
و در اوج ایثارش به قساوت.
18-می دانم تشنه ای اما.....
اما این دریا را در کوزه نمی توان کرد.
19-تنهایی،ارمگاه جاوید من است
و درد و سکوت، همنشین تنهایی من!به پریشانی یک ارزوی اشفته چه می دانم چگونه از تنهایی اتاق گریختم عشق فراتر ازانسان و فراتر از خدا نیز هست و ان دوست داشتن است.
20-دوست داشتن از عشق برتر است و من هرگز خود را تا بلندترین قله عشق های بلند،پایین نخواهم اورد.


نوشته شده در : دوشنبه 6 تیر 1390  توسط : مشاهیر جهان مشاهیر جهان.    نظرات() .

برچسب ها: جملات کوتاه و زیبا از دکتر شریعتی ،

شریعتی نمرده است، چون ما زنده ‏ایم

» نوع مطلب : دکتر علی شریعتی ،

نویسنده : انی کاظمی

سلمان ملتی S_mellati@Yahoo.com

 

«حتی اگر برای همیشه خاموش شوم

حتی اگر دیگر نگذارند که فردا برگردم

حتی اگر دیگر نتوانستم آواز بخوانم

طنین‏آوای‏من‏که‏از‏درون‏ صومعه بر ‏می‏خواست

همواره در این کوهستان خواهد پیچید

پس چرا از مرگ بترسم!»(۱)

امروز چرا افکار بزرگانی چون سید جمال،گاندی، اقبال، امیرکبیر و مصدق فراموش نشده است، چرا نام و راه این بزرگان با اینکه زمانشان هم گذشته، هنوز پا بر جا است. چون در عملکرد این بزرگان اصول و ضوابطی حاکم بوده که مردم هر زمان به آن نیاز دارند. از طرف دیگر همه ی این بزرگان از میان مردم برخواسته، دردشناخته و دردمند بودند و متناسب با آن درمان ارائه می کردند.

اما سر ماندگاری دکتر شریعتی را دکتر عبدالکریم سروش چنین بیان می کند: «مرحوم شریعتی درد شناس بود، دردمند، دلیر و هنرمند هم بود. این ها اوصاف مهمی است، که من در او تشخیص داده ام، به خاطر این ها او را تحسین می کنم. دلیری او، بخصوص برای من، بسیار بسیار گیراست، از هر حیث قابل پیروی است. کسان زیادی دردشناس بودند اما در مقام بیان، نه دلیر بودند و نه هنرمند. مرحوم شریعتی در وسع عقلانی خویش، هم درد ها را می شناخت و دلیرانه آن ها را بیان می کرد و هم جامه ی هنرمندانه ای بر بیان خویش می پوشاند، سر ماندگاری او هم همین است»(۲)

شریعتی معتقد است که شناخت بزرگانی چون سید جمال و اقبال تنها شناخت یک شخصیت نیست، بلکه شناخت یک مکتب و ایدئولوژی است. شناخت اوضاع و احوال خودمان و نقد حال است. این سخن شریعتی بیش از هر کس دیگر درباره ی خودش صادق است. یعنی شناخت شریعتی شناخت یک مکتب فکری است.

در تاریخ تنها اندیشه هایی جاویدان و محبوب مانده اند که حرفی برای گفتن داشته باشند و اهل ابتکار و خلاقیت باشند. اندیشه هایی که بر اصول و ارزش های  شناخته شده و ریشه دار متکی باشند هرگز نمی میرند. ارزش های جاودانه و فرا تاریخی را هیچ داس و تبری نمی تواند قطع کند، اما برخی فکر می کنند که عقیده و آرمان و اندیشه مثل لباس است که با عوض شدن زمان آن ها را نیز عوض کنند.

طرح و نفی مثلث شوم زر و زور و تزویر ( استثمار، استبداد، استحمار- طلا، تیغ، تسبیح ) و سه آرمان بزرگ انسانی ( عرفان، برابری، آزادی )  از ارزش های جاودانه و فرا تاریخی دکتر شریعتی محسوب می شوند. اگر نگاه کوتاهی به تاریخ گذشته داشته باشیم، می بینیم که همه ی تحرکات منفی داخلی و خارجی در سه بت زر و زور تزویر و ماندن آن ها خلاصه می شود. از طرف دیگر تمام خواسته های مثبت بشریت از آدم تا خاتم برای برقراری سه آرمان، عرفان برابری  و آزادی است. دکتر شریعتی با کشف تاریخی این قانون عام و فراگیر تمامی تاریخ چند هزار ساله را پیش روی ما روشن می کند.

شریعتی معتقد است که هیچ حرکت اصلاحی در جامعه موفق نخواهد بود مگر اول زیربنای فکری جامعه دگرگون شود، یعنی سر آغاز هر حرکت باید خودآگاهی اجتماعی باشد، در غیر این صورت اگر موفقیت مقطعی هم حاصل شود، بعد از مدت کوتاهی با شکست مواجه خواهد شد. «شریعتی همه ی عمر خود را در این اندیشه می زیست که چگونه می توان این جامعه ی خفته و غفلت زده را به حرکت در آورد. او یک روشنفکر بود. روشنفکر به عقیده ی او وارث‏پیامبران است.»(۳)«روشنفکر رسالتش رهبری کردن سیاسی جامعه نیست، رسالت روشنفکر خودآگاهی دادن به متن جامعه است، فقط و فقط ‏همین» (۴)

«مسئولیت او زاده ی امکانات نیست، زاده ی قدرت نیست، احساسی معلول توانستن نیست. بلکه یک حقیقتی است که مستقیما زاییده ی آگاهی است، زاییده ی دانستن است، نه توانستن» (۵)وی معتقد است که باید به مردم آگاهی و بینش داد تا آن ها خودشان راه را انتخاب کنند.

« علت اصلی پریشانی ها، نه استبداد است، نه استعمارو نه استثمار، این ها همه معلول اند.

علت دوتاست:

اول استحمار ، دوم هم استحمار

هر نقشی، هر دعوتی، هر سعادتی، هر لذتی، هر پیشرفتی، هر قدرت و تمدن و پیشرفتی، که در مسیر خود آگاهی اجتماعی برای ما طرح نشود اغفال اندیشه ها از انسان بودن و از مستقل زیستن است، استحمار است.»(۶)

«درد شریعتی این است که چرااو، چگونه ملتی که، علی دارد، حسین دارد، به چنین خواب  مرگ آسایی دچار شده است. در پی این می گردد که چه کسانی و با چه مکانیزمی خون را به تریاک تبدیل کرده اند و از امامت معجونی بر آورده اند آن جهانی، از ولایت مرکبی ساخته اند شیمیایی که ذوب کننده گناهان است  و دعای سرد و بی حاصل را جانشین جهاد و شهادت ساخته اند و چگونه است که ابوذر دارند اماّ از گرسنگی بر نمی شورند.» (۷)

مهمترین کار شریعتی ایدئولوژیک کردن دین و تبدیل دین مخدر (تیمم و تبرک) به دین محرک( تحرک و تعقل ) بود.«برای این کار یعنی، حرکت بخشی و حیات آفرینی، استخراج و تصفیه دو شیوه مهم کار شریعتی اند، و احیاء دینی او بر این محور می گردد. وی جهاد و شهادت و ابوذر و حسین و خون و…. را از آئین اسلام استخراج کرد و پالوده و عرضه کرد و حرکت آفرید و جز این مقصودی نداشت »(۸)در این راستا وی با شناخت عمیقی که از گذشته ی تاریخی و مذهبی جامعه داشت برای فراهم کردن خوراک فکری، حیات بخش و حرکت آفرین در جامعه مفاهیم گرانبهای گذشته را با بینشی جدید و تعابیری نظیر: نیایش ( مکتب سجاد- عشق، آگاهی، نیاز، جهاد )نماز ( تسلیم انسانی عصیانگر ) حج ( زیباترین روح همبستگی )جهاد و شهادت (حسین وارث آدم ) مذهب علیه مذهب ( تشیع علوی و صفوی ـ تشیع سرخ و تشیع سیاه ) علی ( علی حقیقی بر گونه ی اساطیر) تقوای ستیز، تقوای پرهیز و گریز، انتظار ( مذهب اعتراض ) چهار زندان انسان، بازشناسی هویت ایرانی و اسلامی، روشنفکر و مسئولیت های او در جامعه و….. به رشته ی تحریر درآورد و همین ویژگی های معنوی و فکری اوست که از او شخصیتی کم نظیر و از بعضی جهات بی نظیر ساخته است.

«جمع بندی حرکت شریعتی: این جمله ی شریعتی که« دینی که به درد قبل از مرگ نخورد، به درد بعد از مرگ نخواهد خورد» چون سبویی، دریای اندیشه و تلاش شریعتی را در خود جای داده است. همه ی همت فکری و علمی او، معطوف به دنیایی کردن دین بود. می خواست با دین انقلاب کند، با دین دنیایی آباد بسازد.با دین، دین دارانی سرافراز پدید آورد، و رنگ ارتجاع و عقب  ماندگی و جهل را از اندیشه ی دینی بپیراید. شریعتی دین آسمانی و ماورائی را زمینی کرد. یعنی شخصیت های دینی را در دسترس مردم قرار داد. امام حسین (ع) دیگر آن حسینی نبود که مقدّر بود بی چون و چرا کشته شود؛ بلکه حسینی سیاسی بود که در پی هدف رفت و کشته شد. ابوذر هم، زینب هم، علی هم، وی روحانی را جسمانی، آسمانی را زمینی، اخروی را دنیوی، دسترس ناپذیر را دسترس پذیر، دورها را نزدیک و نادیدنی ها را دیدنی و امور رازآلود را راززدایی کرد. سخنش بدین سبب نفوذ و رسوخی در دل ها کرد، که سخن هیچ کس نکرده بود.»(۹)

چنین شخصیتی با این همه وسعت کار و محبوبیت و تأثیر و تحول و اخلاص و آزادگی و ایمان، هیچ گاه در تاریخ خاموش نخواهد شد و در آینده ی تاریخ هر روز بیش از پیش شناخته خواهد شد و گذشت زمان نه تنها باعث فراموشی او نخواهد شد، بلکه ارزش کار های او را روشن ترخواهد کرد.

_____________________________________

منابع و مأخذ:

۱) شریعتی مزینانی، علی ( شمع ) ـ دفتر های سبز  ص ۲۷

۲) سروش، عبدالکریم ـ نشریه ی  تراز، شماره ی ۱۳، آذر ماه ۷۸

۳) پژوم، جعفر ـ دکتر علی شریعتی از دیدگاه شخصیت ها ص ۱۳۷ ـ ۱۳۵

۴) شریعتی مزینانی، علی ( شمع ) ـ مجوعه آثار جلد ۲۰ ( چه باید کرد) ص ۴۹۹

۵) شریعتی مزینانی، علی ( شمع ) ـ مجوعه آثار جلد ۱۸ ( اسلام شناسی ۳ ) ص ۵۲

۶) شریعتی مزینانی، علی ( شمع ) ـ مجوعه آثار جلد ۴ ( بازگشت به خویش) ص ۳۰۹

۷) پژوم، جعفر ـ دکتر علی شریعتی از دیدگاه شخصیت ها ص ۱۳۷ ـ ۱۳۵

icon cool شریعتی نمرده است، چون ما زنده ‏ایم | http://shariati.nimeharf.com همان  پیشین

۹) سروش، عبدالکریم ـ روزنا مه ی جامعه ( ۲۸ مرداد خرداد ماه ۱۳۷۶ )

  •  
  • شهید انسانی است که در عصر نتوانستن و غلبه نیافتن ، با مرگ خویش بر دشمن پیروز می شود و اگر دشمنش را نمی کشد رسوا می کند.


    نوشته شده در : دوشنبه 6 تیر 1390  توسط : مشاهیر جهان مشاهیر جهان.    نظرات() .