مشاهیر جهان وبلاگ تاریخی مشاهیر جهان http://mashahirejahan.mihanblog.com 2017-05-30T00:42:37+01:00 text/html 2012-09-04T19:12:21+01:00 mashahirejahan.mihanblog.com مشاهیر جهان مشاهیر جهان هرمز چهارم http://mashahirejahan.mihanblog.com/post/57 <p style="text-align: center;"><img src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/6/6e/Hormidziv.jpg" alt="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/6/6e/Hormidziv.jpg" width="335" height="168"></p><div class="CenterPost"><div class="CenterPost2"><div style="text-align: center;"> </div><p dir="rtl" style="text-align: center;">هرمز در سال 579م پس از پدر بر تخت سلطنت نشست و جنگ هایی که در زمان انوشیروان با بیزانس آغاز شده بود را دنبال کرد. در این جنگ ها نتیجه ی قطعی برای هیچ یک از طرفین به دست نیامد زیرا هیچ یک حاضر نبودند دست از قلعه ی دارا بکشند. در سال 588م هنگامی که سپاهیان ایران در مرزهای غربی در حال جنگ با رومیان بودند؛ خبر حمله ی ترک ها به مرزهای شرقی همه چیز را تغییر داد و هرمز در موقعیت سختی قرار گرفت. در این زمان یکی از سرداران بزرگ او به نام <em>بهرام چوبین</em> که رئیس خانواده ی <em>مهان</em> بود، با سپاهیان اندک ولی ماهر خود به استقبال ترک ها شتافت و در جنگ توانست خاقان ترک ها را به قتل برساند. در جنگ دیگری نیز پسر خاقان اسیر شد و بدین ترتیب این تهدید رفع شد و بهرام با غنائم بسیار به ایران بازگشت. هرمز از پیروزی بهرام به شدت نگران شد و چندی بعد به منظور دور کردن او از پایتخت، در سال 589م وی را برای جنگ با رومیان به لازیکا فرستاد. در لازیکا بهرام از رومیان شکست خورد ولی هرمز به جای اینکه قوای پشتیبانی برای او بفرستد، از شکست او بسیار خشنود شد و برای او دوک دان و لباس زنانه فرستاد. نظامیان از این رفتار هرمز نسبت به سردار بزرگ خود بسیار خشمگین شدند. به زودی سپاهیان که در مرزهای غربی در حال جنگ با رومیان بودند دست از جنگ کشیده و به سمت تیسفون حرکت کردند. هرمز پس از آگاهی از این موضوع، سپاهی را برای مقابله با آنان فرستاد ولی طولی نکشید که آن سپاه نیز به جمع ناراضیان پیوست. با شنیدن خبر کودتا، مردم علیه هرمز شوریدند و او مجبور به فرار از تیسفون شد تا اینکه در سال 590م به دست فردی به نام <em>بیستام</em> (<em>ویستاخم</em>) کشته شد.</p><div style="text-align: center;"> </div><p dir="rtl" style="text-align: center;">در مورد هرمز باید گفت که روایات بر علیه و نیز به نفع او زیاد است. عده ای او را سفاک و در عین حال عدالت گستر خوانده اند. عده ای عقیده دارند که هرمز قصد داشته از نفوذ و قدرت روحانیون بکاهد و به تعصبات و افکار مغ ها میدان نمی داده است و به همین دلیل او را سفاک خوانده اند. در این مورد آمده است که مغ ها از هرمز خواستند تا به آزار و تعقیب مسیحیان بپردازد ولی او با حالت استهزا این پیشنهاد را رد کرد و گفت:« <em>چنانچه تخت پادشاهی ما بر دو پایه قرار نگیرد و دو پایه ی دیگر نیز لازم است؛ همچنان حکومت ما پایدار نباشد اگر مسیحیان و پیروان مذاهب دیگر را برنجانیم و دشمن خود کنیم. دست از آزار آنها بردارید و کارهای نیک کنید تا آنها کارهای شما را دیده و به شما بگروند. </em>»</p><div style="text-align: center;"> </div><p dir="rtl" style="text-align: center;"><em>نلدکه</em> در این باره می نویسد:« <em>این سخن چقدر باید باعث شرمساری مسیحیانی گردد که پیروان مذاهب دیگر را آزار و شکنجه می دادند.</em>»</p><p dir="rtl"><br></p> </div></div> text/html 2012-08-23T16:44:07+01:00 mashahirejahan.mihanblog.com مشاهیر جهان مشاهیر جهان چرا به تخت جمشید «پرسپولیس» می گفتند؟ http://mashahirejahan.mihanblog.com/post/56 <p style="text-align: center;"><br></p><p style="text-align: center;"><img src="http://www.sarzaminiran.com/wp-content/uploads/2012/08/12251_627.jpg" alt="http://www.sarzaminiran.com/wp-content/uploads/2012/08/12251_627.jpg" width="419" height="278"></p><p style="text-align: center;">زنده یاد علی سامی در کتاب «پایتخت های شاهنشاهان هخامنشی؛ شوش ـ هگمتانه ـ تخت جمشید» خواننده را با جلوه های درخشان هنر ایرانی در تخت جمشید آشنا می کند و حاصل سال ها تحقیق و کاوش های باستان شناسی خود را به شیوه ای دقیق در اختیار علاقه مندان قرار می دهد. این کتاب پس از سال ها دوباره بازچاپ شده است.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">به گزارش ایبنا، تخت جمشید، تنها مجموعه ای از کاخ ها، بخش های اداری دولت هخامنشی و پرستشگاه ها نیست، بلکه نموداری از شکوهمندی هنر و ذوق ایرانی نیز به شمار می رود. از این رو است که تخت جمشید را نموداری از اندیشه رسا و هنرورزی چیره دستانه ایرانیانی دانسته اند که در آن روزگاران، بر قلمرو پهناوری از جهان، حکم می راندند.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">علی سامی در ابتدا یادآوری می کند که کتاب او نتیجه کاوش ها و بررسی های سی ساله در تخت جمشید است (از ۱۳۱۰ تا ۱۳۴۰ خورشیدی). در این میان، خود او در ۲۱ سال پایانی، وظیفه کاوش در تخت جمشید را بر عهده داشته است. از این رو آنچه در این کتاب عرضه می کند، نه تنها از دقت پژوهشگرانه ای برخوردار است، بلکه نتیجه حفاری ها و کاوش های باستان شناسی اوست.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">به همین دلیل لازم دانسته که در آغاز، فهرست وار به نکات مهم تاریخی که در نتیجه کاوش های سی ساله تخت جمشید به دست آمده است، اشاره کند تا اهمیت آن برای خواننده روشن شود. یک نمونه آن یافته ها، به کشف سی هزار لوحه گلی بایگانی شده بازمی گردد. پیداست که ارزش چنین لوحه هایی برای مطالعات هخامنشی، تا چه اندازه فراوان است.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;"><span style="color: rgb(0, 0, 255);"><strong>● پیدا شدن دو لوحه زرین مربوط به داریوش هخامنشی</strong></span></p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">سامی سپس از پیدا شدن دو لوحه زرین گرانبها در گوشه جنوب شرقی کاخ آپادانا یاد می کند و توضیح می دهد که این الواح چگونه به دست آمدند و چه ویژگی هایی دارند. متن هر دو لوحه که مربوط به داریوش بزرگ است، به همراه ترجمه فارسی آنها، آورده شده است. آنگاه می کوشد که به پاسخ این پرسش برسد که «معماری و هنرهای به کار رفته در تخت جمشید، تا چه اندازه تحت تاثیر صنایع کشورهای شرق باستان بوده است؟ و چه مقدار از آن، هنر ملی و خاص ایرانی است؟». او برای یافتن پاسخی علمی و سنجیده، دیدگاه های باستان شناسان و شرق شناسان اروپایی و ایرانی را ذکر می کند و به نتیجه گیری درخور توجه و پژوهشگرانه ای می رسد.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">سامی در ادامه گفتار خود، گستره بررسی اش را افزون تر می کند و با توجه به دیدگاه دانشمندان غربی، به این نتیجه می رسد که حجاری های ایران عصر هخامنشی، در حجاری های آن روزگار و روزگاران پس از آن، به ویژه در یونان، تاثیر غیر قابل انکار داشته است. از این پس نیز ترجمه نوشتارهایی از باستان شناسان و محققان اروپایی را عرضه می کند تا به سهم ایران هخامنشی در گنجینه فرهنگ و دانش بشری و نیز هنر و مذهب جهانی، اشاره کرده باشد و بر زیبایی شگفت انگیز تخت جمشید، که نموداری از هنر والای آن زمان است، تاکید بورزد.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;"><span style="color: rgb(0, 0, 255);"><strong>● چرا تخت جمشید را «پرسپولیس» می نامیدند؟</strong></span></p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">در جستاری دیگر از کتاب «پایتخت های شاهنشاهان هخامنشی»، به این موضوع پرداخته می شود که چرا تخت جمشید را «پرسپولیس» می نامیدند؟ این که چرا کاخ شاهی در جلگه مرودشت و در دامنه کوه رحمت ساخته شده، پرسش دیگری است که خواننده می تواند پاسخ آن را در این کتاب بیابد. در همین بخش، اشاره های کاوشگرانه ای به حصار کاخ و وسعت صفه آن و نیز آبروهای زیر زمینی تخت جمشید شده است. برخی معتقدند مجموعه کاخ های پارسه را تخت جمشید می گفتند و نام فرنگی آن هم پرسپولیس بوده است.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">به همین گونه در بخش دیگر به زمان ساختن بنای تخت جمشید پرداخته می شود و با توضیحات دقیق تاکید می ورزد که قسمت بزرگ کاخ ها در زمان داریوش بزرگ و خشایارشا به اتمام رسیده است. اشاره به شوش، پایتخت اداری و کشورداری هخامنشیان و همدان، پایتخت تابستانی آنان، در همین بخش آمده است.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">در صفحات دیگر، آگاهی های جالب توجهی درباره پلکان ورودی، تالار اصلی، کتیبه درگاه مدخل، حیاط آپادانا، سرستون ها و مجسمه های سنگی، در اختیار خواننده گذاشته می شود. هر کدام از این توضیحات همراه با تصاویر گویایی است که خواننده را در فهم مطالب یاری می رساند. بخشی نیز به «کاخ آپادانا» اختصاص داده شده است. در این بخش درباره وسعت و ویژگی های کاخ، اتاق ها و راهروهای جنوب ایوان ها، پله ها و نقش های برجسته آن، نقش ها و حجاری های پلکان شرقی و اشیای پیدا شده در کاخ، مطالب با اهمیتی درج شده است.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">آشنایی با تالار مرکزی، در ادامه آورده شده است. ابتدا نمایی از کاخ مرکزی به دست داده شده و سپس از پلکان ورودی، ایوان شمالی و جنوبی و اتاق های پیرامون آن اطلاعاتی عرضه شده است. به همین گونه می توان درباره «صد ستون سنگی خشایارشا»، آگاهی های ارزنده ای یافت. در این بخش درباره فضای شمالی کاخ، تالار ۳۲ ستونی، جایگاه ارابه و اسبان سلطنتی، سر پیکر خشایارشا، تکه های منبت کاری و بسیاری نکات دیگر، اطلاعات علمی فراوانی گردآوری شده است.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;"><span style="color: rgb(0, 0, 255);"><strong>● سامی به شناسایی دقیق و ریزبینانه کاخ «تچر» می پردازد</strong></span></p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">اندوخته های علمی خواننده درباره تخت جمشید، در بخش دیگری که به «کاخ تچر (تالار آئینه)» اختصاص دارد، افزوده می شود. «تچر» در زبان باستان، «کاخ زمستانی» معنی می داده است. سامی به شناسایی دقیق و ریزبینانه این کاخ می پردازد و به تشریح نقش اشخاصی اشاره می کند که پیکره آنها در این کاخ حجاری شده است.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">اشاره به سنگ نبشته های میخی کاخ، که در دوران های گوناگون تاریخی کنده شده، نیز فراموش نشده است و آنگاه به «کتیبه های متاخر اسلامی در تخت جمشید» پرداخته است. درباره «هدیش»، کاخ اختصاصی خشایارشا و ساختمان های پیرامون آن و کتیبه های بنای اردشیر سوم نیز در صفحاتی دیگر توضیحاتی داده شده است.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">کتاب سامی، بررسی جزیی نگری از تمام بناها و کاخ های تخت جمشید و اشیای یافته شده در آن است. از این رو می توان در این کتاب درباره تمام مواردی که به این بنای باشکوه ارتباط می یابد، اطلاعات محققانه ای کسب کرد. به همین دلیل است که درباره بخش مهمی از تخت جمشید که خزانه آن باشد، دانستنی هایی عرضه می شود که خواننده را با ریزترین بخش های بنا آشنا می کند. در بخش خزانه، از تالار صد ستون و نود و نه ستون، نقش برجسته داریوش و ولیعهدش، ظروف سنگی از سنگ های الوان مرمر، گلدان شکسته شیشه ای و مجمر فلزی و هفت لوح سنگی یاد می شود. سامی در کنار این توضیحات، گزارشی نیز از شیوه کاوش ها و زمان انجام آنها ارایه می کند.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;"><span style="color: rgb(0, 0, 255);"><strong>● چاه سنگی، از شگفتی های تخت جمشید است</strong></span></p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">ساختمان های خشتی جنوبی کاخ هدیش، تا آنجایی که امروزه موزه تخت جمشید نامیده می شود، معروف به «اندرون» یا «حرمسرا» است. این ساختمان در سال ۱۳۱۱ خورشیدی توسط «هرتسفلد» خاکبرداری و تجدید ساختمان شد. سامی به معرفی این بخش از تخت جمشید می پردازد و به اشیایی اشاره می کند که در اتاق های اندرونی پیدا شده اند. این را نیز می افزاید که نقوشی که به زحمت دیده می شوند، بر دیوار سنگی ایوان شمالی تالار اندرونی حک شده اند که مربوط به دوره ساسانیان است. توضیحات باریک بینانه ای نیز در این باره آورده شده است.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">در بخش های دیگر کتاب، با «جایگاه پاسداران و نگاهبانان کاخ» آشنا می شویم. در ضمن از چاه سنگی، که سامی آن را از شگفتی های تخت جمشید می داند، آرامگاه اردشیر سوم هخامنشی و آرامگاه اردشیر دوم، یاد می شود و خواننده درباره هر کدام از آنها آگاهی هایی به دست می آورد. کاخ های شاهی هخامنشی منحصر به بناهای روی صفه تخت جمشید نیست، بلکه تا شعاع نیم کیلومتر نیز آثار دیگری کشف شده است. سامی بخش دیگری از کتابش را به این آثار اختصاص می دهد و از شهر شاهی پارسه، استخر بزرگ سنگی، حصار غربی شهر شاهی، آرامگاه داریوش سوم و موارد دیگری که با این قسمت ها ارتباط می یابند، اطلاعاتی عرضه می کند. درباره اشیای به دست آمده در تخت جمشید نیز به همین گونه می توان مطالب جالب توجهی یافت.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;"><span style="color: rgb(0, 0, 255);"><strong>● آتش زدن تخت جمشید و ویرانی آنجا توسط اسکندر مقدونی</strong></span></p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">از بخش های مکمل کتاب، فصل «سرانجام کاخ های هخامنشی» است. سامی از آتش زدن تخت جمشید و ویرانی آنجا توسط اسکندر مقدونی، نوشته های تاریخ نویسان قدیم یونانی و رومی در این باره و عوامل دیگری که منجر به خرابی بناها شد، سخن می گوید و در بخشی دیگر، تخت جمشید را از دیدگاه خاورشناسان، باستان شناسان و تاریخ نویسان، بررسی می کند و از «آغاز کاوش های باستان شناسی در تخت جمشید» گزارش خواندنی می آورد.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">در صفحات بعد، نظر دانشمندان ایرانی و اروپایی در باره تخت جمشید ذکر شده است. در پایان کتاب نیز اشاره کوتاهی به منشور کوروش بزرگ دیده می شود. کتاب با فهرست های گوناگون آراسته است تا استفاده از مندرجات آن آسان تر باشد.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">زنده یاد علی سامی؛ باستان شناس نامدار ایران، در سال ۱۲۸۹ خورشیدی در شهر شیراز زاده شد. «پاسارگارد یا قدیمی ترین پایتخت کشور ایران»، «دادرسی و قضاوت در ایران باستان عهد هخامنشی»، «ادبیات و شعر و تاریخ نویسی در عهد ساسانی»، «پزشکی ایران در عهد ساسانی» از جمله کتاب های این پژوهشگر است. سامی جلد نخست کتاب «روزها و یادها» را، که شامل خاطرات و یادمان های او بود، در سال ۱۳۶۰ و جلد دوم آن را به فاصله دو سال بعد منتشر کرد.</p><div style="text-align: center;"> </div><p style="text-align: center;">آخرین کتاب او نیز در سال ۱۳۶۵ با نام «نقش ایران در فرهنگ اسلامی» چاپ شد. کتاب «پایتخت های شاهنشاهان هخامنشی» نخستین بار در سال ۱۳۴۸ توسط دانشگاه شیراز منتشر شد و بارها توسط ناشران مختلف بازچاپ شده است. سرانجام این باستان شناس برجسته ایرانی در روز ۲۲ امرداد ۱۳۶۸ درگذشت. بازچاپ کتاب «پایتخت های شاهنشاهان هخامنشی؛ شوش ـ هگمتانه ـ تخت جمشید» نوشته زنده یاد علی سامی، یکی از منابع با ارزش تاریخ هخامنشیان را در اختیار خوانندگان فارسی زبان قرار می دهد. تجدید چاپ این کتاب توسط موسسه فرهنگی انتشاراتی پازینه، کمکی به شناخت بیشتر آن دوره از تاریخ ایران است. این کتاب با شمارگان هزار نسخه و به بهای ۱۲۵۰۰ تومان عرضه شده است. کتاب «پایتخت های شاهنشاهان هخامنشی» که در ۵۰۵ صفحه نگاشته شده است، همراه با تصاویری از بناها، کاخ ها و اشیای به دست آمده در کاوش های تخت جمشید است.</p> text/html 2012-03-25T18:52:36+01:00 mashahirejahan.mihanblog.com مشاهیر جهان مشاهیر جهان جشن باستانی نوروز مبارک باد http://mashahirejahan.mihanblog.com/post/55 <P style="TEXT-ALIGN: center"><A title="" href="http://www.daniyalonline.ir/" target=_blank><IMG title="اس ام اس باستانی مخصوص تبریک عید باستانی نوروز www.DaniyalOnline.com" alt="اس ام اس باستانی مخصوص تبریک عید باستانی نوروز" src="http://up.daniyalonline.com/images/5ppjeczrrx1rvam2hkyr.jpg" onload=NcodeImageResizer.createOn(this); originalHeight="330" originalWidth="230"></A></P> <P style="TEXT-ALIGN: center"><STRONG>جشن باستانی نوروز مبارک باد</STRONG></P> text/html 2012-03-25T18:45:52+01:00 mashahirejahan.mihanblog.com مشاهیر جهان مشاهیر جهان عکسی از خرابه‌های امپراتوری رومیان باستان http://mashahirejahan.mihanblog.com/post/54 <P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;</P> <P style="TEXT-ALIGN: center"><A title="" href="http://www.daniyalonline.ir/" target=_blank><IMG title="عکسی از خرابه‌های امپراتوری رومیان باستان www.DaniyalOnline.com" alt="عکسی از خرابه‌های امپراتوری رومیان باستان" src="http://up.daniyalonline.com/images/bx93ocbh7weccqwzxvw2.jpg" width=445 onload=NcodeImageResizer.createOn(this); height=286 originalHeight="286" originalWidth="445"></A></P> <P style="TEXT-ALIGN: center"><STRONG>عکسی از خرابه‌های امپراتوری رومیان باستان</STRONG></P><BR> text/html 2011-10-29T21:22:28+01:00 mashahirejahan.mihanblog.com مشاهیر جهان مشاهیر جهان روز کوروش بزرگ http://mashahirejahan.mihanblog.com/post/53 <P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;</P> <P style="TEXT-ALIGN: center"><IMG title="روز کوروش بزرگ www.DaniyalOnline.com" alt="روز کوروش بزرگ " src="http://up.daniyalonline.com/images/ip1u5lxgqdorp3g9lsb.jpg" width=375 onload=NcodeImageResizer.createOn(this); height=500 originalHeight="500" originalWidth="375"></P> <P style="TEXT-ALIGN: center"><STRONG>روز کوروش بزرگ</STRONG> برابر با هفتم آبانماه ( ۲۹ اکتبر ) یکی از روزهای ماهی است که تاریخ نویسان آن را ماه ورود کوروش به بابل و صدور منشور کوروش می‌دانند به پیشنهاد سازمان بین المللی نجات پاسارگاد روز ۷ ابان ( ۲۹ اکتبر ) روز کوروش بزرگ نام گذاری شده‌است. این روز به مناسبت پایان تصرف امپراتوری بابل به دست ارتش ایران (اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد) و پایان دوران ستمگری در جهان باستان برقرار شده‌است . ۲۵۴۴ سال پیش در همین ماه اعلامیه تاریخی کوروش بزرگ در زمینه حقوق افراد و ملل انتشار یافته بود که نخستین سنگ بنای یک دولت جهانی با منافع مشترک بشمار می‌آید.</P> <P style="TEXT-ALIGN: center">ادامه در ادامه ی مطلب</P> <P style="TEXT-ALIGN: center"></P> <P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;نکات مطرح در آن عبارت اند از: از بین بردن تبعیضات نژادی و ملی، آزادی انتخاب محل اقامت، برهم زدن برده داری، آزادی دین و مذهب و تلاش برای صلح پایدار میان ملت‌هاست.</P> <P style="TEXT-ALIGN: center"><STRONG>منشور حقوق بشر کوروش بزرگ</STRONG></P> <P style="TEXT-ALIGN: center"><STRONG>استوانه کوروش بزرگ، یک استوانه سفالین پخته شده‌است که در آن کوروش بزرگ رفتار خود را با اهالی بابل، پس از پیروزی شرح داده‌است.نیمه نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمه پایانی آن سخنان و دستورهای کورش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌است.این منشور، که بیش از ۲۵ قرن قبل از تصویب اعلامیه حقوق بشر از سوی مردمان ایران زمین و از زبان کورش بزرگ به جهانیان هدیه شد، در سال ۱۳۵۰ / ۱۹۷۱ از سوی سازمان ملل متحد به عنوان اولین اعلامیه حقوق بشر جهان شناخته شد و نام سرزمین ایران را به عنوان اولین سرزمینی که صدای حقوق بشر از آن برخاست در جهان ثبت کرد.&nbsp; این استوانه در سال ۱۲۵۸ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر بابل باستانی پیدا شده و در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود. ایرانیان این منشور را از نشانه‌های روحیه بردباری در فرهنگ ایرانی می‌دانند.&nbsp; این سند به عنوان «</STRONG><STRONG>نخستین منشور حقوق بشر</STRONG>» شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به بسیاری از زبان‌های رسمی منتشر کرد. نمونه بدلی این استوانه، در مقر اصلی سازمان ملل، در شهر نیویورک نگهداری می‌شود. این منشور در شهریور ماه سال ۱۳۸۹ طی مراسمی رسمی از طرف موزه بریتانیا به ایران قرض داده شد، که آن را برای بازدید عموم در موزهٔ ایران باستان در معرض نمایش قرار دادند و در تاریخ ۲۷ فروردین سال ۱۳۹۰ به لندن بازگردانده شد.</P> text/html 2011-10-28T13:19:01+01:00 mashahirejahan.mihanblog.com مشاهیر جهان مشاهیر جهان ۷ آبان روز کوروش بزرگ http://mashahirejahan.mihanblog.com/post/52 <P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;</P> <P style="TEXT-ALIGN: center"><IMG title="7 آبان روز کوروش بزرگ www.DaniyalOnline.com" alt="7 آبان روز کوروش بزرگ" src="http://up.daniyalonline.com/images/9r0ft9dx3vi2ubzlu21w.jpg" width=444 onload=NcodeImageResizer.createOn(this); height=261 originalHeight="261" originalWidth="444"></P> <P style="TEXT-ALIGN: center">۷ آبان روز گرامی داشت کوروش بزرگ می باشد</P> <P style="TEXT-ALIGN: center">روز کوروش بزرگ گرامی باد</P> text/html 2011-10-12T18:07:03+01:00 mashahirejahan.mihanblog.com مشاهیر جهان مشاهیر جهان عکسی از حافظیه http://mashahirejahan.mihanblog.com/post/51 <DIV class=cnt> <DIV class=cnt> <P style="TEXT-ALIGN: center"><IMG title="عکس هایی از حافظیه www.DaniyalOnline.com" alt="عکس هایی از حافظیه" src="http://up.daniyalonline.com/images/03j8p4y420umirhjjsmu.jpg" onload=NcodeImageResizer.createOn(this); originalHeight="600" originalWidth="400"></P> <P style="TEXT-ALIGN: center">درود بر حافظ شیرازی</P> <P style="TEXT-ALIGN: center">شاعر پارسی زبان</P></DIV></DIV> text/html 2011-10-11T19:04:16+01:00 mashahirejahan.mihanblog.com مشاهیر جهان مشاهیر جهان فروهر نماد ایران زمین http://mashahirejahan.mihanblog.com/post/50 <P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;</P> <P style="TEXT-ALIGN: center"><IMG title="فروهر نماد ایران زمین www.DaniyalOnline.com" alt="فروهر نماد ایران زمین" src="http://up.daniyalonline.com/images/2plsplekmsuoy73mtejb.jpg" onload=NcodeImageResizer.createOn(this); originalHeight="300" originalWidth="400"></P> <P style="TEXT-ALIGN: center">فروهر یک نماد ایران می باشد</P> <P style="TEXT-ALIGN: center">و از زمان کوروش بزرگ تا حال بزرگترین نماد ایران زمین می باشد</P> <P style="TEXT-ALIGN: center"><STRONG>نماد ایران زمین فروهر است نه چیز دیگری</STRONG></P> text/html 2011-10-11T13:42:16+01:00 mashahirejahan.mihanblog.com مشاهیر جهان مشاهیر جهان سخنی از دکتر علی شریعتی http://mashahirejahan.mihanblog.com/post/49 <DIV class=cnt> <DIV class=cnt> <P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;</P> <P style="TEXT-ALIGN: center"><A href="http://www.daniyalonline.com/"><IMG class=aligncenter title="سخنی از دکتر علی شریعتی www.DaniyalOnline.com" alt="سخنی از دکتر علی شریعتی" src="http://up.daniyalonline.com/images/k53okv8r0xnj93j4mp4.jpg" width=377 onload=NcodeImageResizer.createOn(this); height=532 originalHeight="532" originalWidth="377"></A></P> <P style="TEXT-ALIGN: center">زنده بودن را به بیداری بگذرانیم</P> <P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;که سالها به اجبار خواهیم خفت</P></DIV></DIV> text/html 2011-06-26T23:36:07+01:00 mashahirejahan.mihanblog.com مشاهیر جهان مشاهیر جهان تبادل لینک با مشاهیر جهان http://mashahirejahan.mihanblog.com/post/48 <STRONG> <P align=center><STRONG>تبادل لینک با مشاهیر جهان</STRONG></P> <P align=center><STRONG>شرایط تبادل لینک</STRONG></P> <P align=center><STRONG>پیج رنک 3 و بالای 3</STRONG></P> <P align=center><STRONG>اول لینک کنید</STRONG></P> <P align=center><STRONG>مشاهیر جهان</STRONG></P> <P align=center><STRONG><A href="http://mashahirejahan.mihanblog.com">http://mashahirejahan.mihanblog.com</A> </STRONG></P> <P align=center>بعد در قسمت نظرات اطلاع دهید تا لینکتان کنیم با تشکر</P></STRONG> text/html 2011-06-26T22:44:22+01:00 mashahirejahan.mihanblog.com مشاهیر جهان مشاهیر جهان زندگی‌نامه حافظ شیرازی http://mashahirejahan.mihanblog.com/post/47 <P style="TEXT-ALIGN: center" align=center><IMG class=aligncenter title="زندگی‌نامه حافظ شیرازی www.DaniyalOnline.com" alt="زندگی‌نامه حافظ شیرازی" src="http://up.daniyalonline.com/images/c15olwn2trn73mj20fe.jpg" width=358 onload=NcodeImageResizer.createOn(this); height=536 originalHeight="536" originalWidth="358"></P> <P style="TEXT-ALIGN: center" align=center><STRONG>زندگی نامه حافظ شیرازی در ادامه ی مطلب</STRONG></P> <P style="TEXT-ALIGN: center" align=center></P> <P style="TEXT-ALIGN: right" align=center><STRONG><FONT color=#5c5552>خواجه شمس الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی</FONT></STRONG> (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری)، شاعر بزرگ سده هشتم ایران و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای او غزل هستند.</P> <P style="TEXT-ALIGN: right" align=center>اطلاعات چندانی از خانواده و اجداد خواجه حافظ در دست نیست و ظاهراً پدرش بهاء الدین نام داشته و مادرش نیز اهل کازرون بوده است. در اشعار او که می‌تواند یگانه منبع موثّق زندگی او باشد اشارات اندکی از زندگی شخصی و خصوصی او یافت می‌شود. آنچه از فحوای تذکرهها به دست می‌آید بیشتر افسانه‌هایی است که از این شخصیّت در ذهن عوام ساخته و پرداخته شده است. با این همه آنچه با تکیه به اشارات دیوان او و برخی منابع معتبر قابل بیان است آن است که او در خانواده‌ای از نظر مالی در حد متوسط جامعه زمان خویش متولد شده است.(با این حساب که کسب علم و دانش در آن زمان اصولاً مربوط به خانواده‌های مرفه و بعضاً متوسط جامعه بوده است.) در نوجوانی قرآن را با چهارده روایت آن از بر کرده و از همین رو به حافظ ملقب گشته است. در دوران امارت شاه شیخ ابواسحاق (متوفی ۷۵۸ ه.ق) به دربار راه پیدا کرده و احتمالاً شغل دیوانی پیشه کرده است. (در قطعه ای با مطلع “خسروا، دادگرا، شیردلا، بحرکفا / ای جلال تو به انواع هنر ارزانی” شاه جلال الدین مسعود برادر بزرگ شاه ابواسحاق را خطاب قرار داده و در همان قطعه به صورت ضمنی قید می‌کند که سه سال در دربار مشغول است. شاه مسعود تنها کمتر از یکسال و در سنه ۷۴۳ حاکم شیراز بوده است و از این رو می‌توان دریافت که حافظ از اوان جوانی در دربار شاغل بوده است). علاوه بر شاه ابواسحاق در دربار شاهان آل مظفر شامل شاه شیخ مبارزالدین، شاه شجاع، شاه منصور و شاه یحیی نیز راه داشته است. شاعری پیشه اصلی او نبوده و امرار معاش او از طریق شغلی دیگر (احتمالاً دیوانی) تأمین می‌شده است. در این خصوص نیز اشارات متعددی در دیوان او وجود دارد که بیان کننده اتکای او به شغلی جدای از شاعری است، از جمله در تعدادی از این اشارات به درخواست وظیفه (حقوق و مستمری) اشاره دارد</P> <P style="TEXT-ALIGN: right" align=center>&nbsp;در بارهٔ سال دقیق تولد او بین مورخین و حافظ‌شناسان اختلاف نظر وجود دارد. دکتر ذبیح الله صفا ولادت او را در ۷۲۷ ه‍. ق و دکتر قاسم غنی آن را در ۷۱۷ می‌دانند. برخی دیگر از محققین همانند علامه دهخدا بر اساس قطعهای از حافظ ولادت او را قبل از این سال‌ها و حدود ۷۱۰ ه‍. ق تخمین می‌زنند. آنچه مسلم است ولادت او در اوایل قرن هشتم هجری و بعد از ۷۱۰ واقع شده و به گمان غالب بین ۷۲۰ تا ۷۲۹ ه‍. ق روی داده‌است.</P> <P style="TEXT-ALIGN: right" align=center>در مورد سال درگذشت او اختلاف کمتری بین مورخین دیده می‌شود و به نظر اغلب آنان ۷۹۲ ه‍. ق است. از جمله در کتاب مجمل فصیحی نوشته فصیح خوافی (متولد ۷۷۷ ه‍. ق) که معاصر حافظ بوده و همچنین نفحات الانس تألیف جامی (متولد ۸۱۷ ه‍. ق) به صراحت این تاریخ به عنوان سال وفات خواجه قید شده‌است. محل تولد او شیراز بوده و در همان شهر نیز روی بر نقاب خاک کشیده است.</P> text/html 2011-06-26T22:44:02+01:00 mashahirejahan.mihanblog.com مشاهیر جهان مشاهیر جهان عکس آرامگاه حافظ شیرازی http://mashahirejahan.mihanblog.com/post/46 <P style="TEXT-ALIGN: center" align=center><IMG class=aligncenter title="عکس آرامگاه حافظ شیرازی www.DaniyalOnline.com" alt="عکس آرامگاه حافظ شیرازی " src="http://up.daniyalonline.com/images/gmu4f1xti20y2z458yqb.jpg" width=357 onload=NcodeImageResizer.createOn(this); height=267 originalHeight="267" originalWidth="357"></P> <P style="TEXT-ALIGN: center" align=center><STRONG>آرامگاه حافظ شیرازی</STRONG></P> text/html 2011-06-26T22:43:34+01:00 mashahirejahan.mihanblog.com مشاهیر جهان مشاهیر جهان غزلیات حافظ http://mashahirejahan.mihanblog.com/post/45 <P style="TEXT-ALIGN: center" align=center><FONT size=2><IMG class=aligncenter title="غزلیات حافظ www.DaniyalOnline.com" alt="غزلیات حافظ" src="http://up.daniyalonline.com/images/rxzsmhjhsx2ev1fwbt3.png" width=390 onload=NcodeImageResizer.createOn(this); height=281 originalHeight="281" originalWidth="390"></FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: center" align=center><STRONG><FONT size=2>ادامه در ادامه مطلب</FONT></STRONG></P> <P style="TEXT-ALIGN: center" align=center><FONT size=2></FONT></P> <P align=center><FONT size=2>حافظ را چیره‌دست‌ترین غزل سرای زبان فارسی دانسته‌اند موضوع غزل وصف معشوق، می، و مغازله است و غزل‌سرایی را باید هنری دانست ادبی، که درخور سرود و غنا و ترانه‌پردازی است.</FONT></P> <P align=center><FONT size=2>با آن‌که حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده، نوآوری اصلی او در تک بیت‌های درخشان، مستقل، و خوش‌مضمون فراوانی است که سروده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره‌های قرآن تأثیر گرفته‌است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته‌اند</FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: center" align=center> <TABLE border=0 align=center> <TBODY> <TR> <TD><FONT size=2>ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ</FONT></TD> <TD><FONT size=2>&nbsp;</FONT></TD> <TD><FONT size=2>به قرآنی که اندر سینه داری</FONT></TD></TR></TBODY></TABLE></P> <P align=center><FONT size=2>؛ نمونه‌ای از اشعار</FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: center" align=center> <TABLE border=0 align=center> <TBODY> <TR> <TD> <H4 style="TEXT-ALIGN: center"><FONT size=2>پیش از اینت بیش از این اندیشهٔ عشّاق بود</FONT></H4></TD> <TD> <H4><FONT size=2></FONT>&nbsp;</H4></TD> <TD> <H4><FONT size=2>مهرورزی تو با ما شهرهٔ آفاق بود</FONT></H4></TD></TR> <TR> <TD> <H4><FONT size=2>یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین‌لبان</FONT></H4></TD> <TD> <H4><FONT size=2></FONT>&nbsp;</H4></TD> <TD> <H4><FONT size=2>بحث سرّ عشق و ذکر حلقهٔ عشّاق بود</FONT></H4></TD></TR> <TR> <TD> <H4><FONT size=2>پیش ازین کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند</FONT></H4></TD> <TD> <H4><FONT size=2></FONT>&nbsp;</H4></TD> <TD> <H4><FONT size=2>منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود</FONT></H4></TD></TR> <TR> <TD> <H4><FONT size=2>سایهٔ معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد</FONT></H4></TD> <TD> <H4><FONT size=2></FONT>&nbsp;</H4></TD> <TD> <H4><FONT size=2>ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود</FONT></H4></TD></TR> <TR> <TD> <H4><FONT size=2>حسن مهرویان مجلس گرچه دل می‌برد و دین</FONT></H4></TD> <TD> <H4><FONT size=2></FONT>&nbsp;</H4></TD> <TD> <H4><FONT size=2>بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود</FONT></H4></TD></TR> <TR> <TD> <H4><FONT size=2>شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد</FONT></H4></TD> <TD> <H4><FONT size=2></FONT>&nbsp;</H4></TD> <TD> <H4 style="TEXT-ALIGN: center"><FONT size=2>دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود</FONT></H4></TD></TR></TBODY></TABLE></P> text/html 2011-06-26T22:42:49+01:00 mashahirejahan.mihanblog.com مشاهیر جهان مشاهیر جهان سروده‌های شاعران بزرگ برای حافظ شیرازی http://mashahirejahan.mihanblog.com/post/44 <P style="TEXT-ALIGN: center" align=center><FONT size=2><IMG class=aligncenter title="سروده‌های شاعران بزرگ برای حافظ شیرازی www.DaniyalOnline.com" alt="سروده‌های شاعران بزرگ برای حافظ شیرازی" src="http://up.daniyalonline.com/images/rfozz61crignpd0opz5j.jpg" width=370 onload=NcodeImageResizer.createOn(this); height=532 originalHeight="532" originalWidth="370"></FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: center" align=center><STRONG><FONT size=2>ادامه در ادامه مطلب</FONT></STRONG></P> <P style="TEXT-ALIGN: center" align=center><FONT size=2></FONT></P> <H4 align=center><FONT size=2>گوته</FONT></H4> <P align=center><FONT size=2>گوته، نابغه‌ترین ادیب آلمانی، «دیوان غربی – شرقی» خود را تحت تاثیر «دیوان حافظ» سرود، و فصل دوم آن را با نام «حافظ‌نامه» به اشعاری در مدح حافظ اختصاص داد که از جملهٔ آن‌ها می‌توان به دو شعر زیر اشاره کرد:</FONT></P> <DL> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>حافظا، در غزل‌هایت می‌شنوم </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>که شاعران را بزرگ داشته‌ای. </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>بنگر که اینک پاسخی فراخورت می‌دهم: </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>بزرگ اویی است که این سپاس به بزرگ‌داشتِ اوست. </FONT></DIV></DD></DL> <DL> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>خود را با تو برابر گرفتن، حافظا </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>راستی که دیوانگی است! </FONT></DIV></DD></DL> <DL> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>کشتی‌یی پُر شتاب و خروشان </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>به پهنهٔ پُر موج دریا در می‌آید، </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>و مغرور و دلیر به دلِ خیزاب‌ها می‌زند. </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>آن و دمی است که اقیانوس درهم‌اش بشکند. </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>ولی این تخته‌بند پوده همچنان به پیش می‌راند. </FONT></DIV></DD></DL> <DL> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>در غزل‌های سبک‌خیز و تندآهنگِ تو </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>خنکای سیال دریا است، </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>و فورانِ کوه‌وار آتش نیز. </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>و گدازه‌ها مرا در خود غرق می‌کنند. </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>با این همه خیالی نیز درونم را می‌آکند </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>و شجاعت‌ام می‌بخشد. </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>مگر نه آن‌که من نیز در سرزمینِ خورشید </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>زیسته و عشق ورزیده‌ام! </FONT></DIV></DD></DL> <H4 align=center><FONT size=2>نیچه</FONT></H4> <P align=center><FONT size=2>یکی دیگر از شاعران و فیلسوفان نام‌آور آلمان، نیچه، نیز در دیوان «اندرزها و حکمت‌ها»، یکی از شعرهای خود را با نام «به حافظ (آوای نوشانوش، پرسش یک آبنوش)» به او تقدیم کرده‌است:</FONT></P> <DL> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>میخانه‌ای که تو برای خویش </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>پی‌افکنده‌ای </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>فراخ‌تر از هر خانه‌ای است </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>جهان از سر کشیدن می‌یی </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>که تو در اندرون آن می‌اندازی، </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>ناتوان است. </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>پرنده‌ای، که روزگاری ققنوس بود </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>در ضیافت توست </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>موشی که کوهی را بزاد </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>خود گویا تویی </FONT></DIV></DD></DL> <DL> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>تو همه‌ای، تو هیچی </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>میخانه‌ای، می‌یی </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>ققنوسی، کوهی و موشی، </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>در خود فرو می‌روی ابدی، </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>از خود می‌پروازی ابدی، </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>رخشندگی همهٔ ژرفاها، </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>و مستی همهٔ مستانی </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>- تو و شراب؟ </FONT></DIV></DD></DL> <H3 align=center><FONT size=2>ترجمه‌های دیوان حافظ</FONT></H3> <P align=center><FONT size=2>تا کنون، شعر حافظ به ده‌ها زبان در تمامی دنیا ترجمه شده‌است. ازجمله قدیمی‌ترین این ترجمه‌ها می‌توان موارد زیر را برشمرد:</FONT></P> <DL> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>۱. تاریخ: ۱۶۸۰ م، نویسنده: F. Meninski، نام و نوع اثر: Linguarum Orientalium اوّلین غزل دیوان حافظ – الا یا ایهاالسّاقی… – به نثر لاتین ترجمه شد، محل انتشار: وین </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>۲. تاریخ: ۱۷۶۷ م، نویسنده: T. Hyde، نام و نوع اثر: Syntagma dissertationum اوّلین غزل دیوان حافظ – الا یا ایهاالسّاقی… – به نثر لاتین ترجمه شد، محل انتشار: آکسفورد </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>۳. تاریخ: ۱۷۷۱ م، نویسنده: de Reviski، نام و نوع اثر: Specimen poeseos Persicae شانزده غزل از ابتدای دیوان حافظ به نثر لاتین ترجمه شد، محل انتشار: ذکر نشده </FONT></DIV> <DD> <DIV align=center><FONT size=2>۴. تاریخ: ۱۷۷۴ م، نویسنده: J. Richardson، نام و نوع اثر: Specimen, Persian Poetry شانزده غزل از ابتدای دیوان حافظ به انگلیسی ترجمه شد، محل انتشار: لندن </FONT></DIV></DD></DL> text/html 2011-06-26T22:42:02+01:00 mashahirejahan.mihanblog.com مشاهیر جهان مشاهیر جهان علی‌اکبر دهخدا شاعر و لغت‌شناس ایرانی http://mashahirejahan.mihanblog.com/post/43 <P style="TEXT-ALIGN: center" align=center><IMG class=aligncenter title="علی‌اکبر دهخدا شاعر و لغت‌شناس ایرانی www.DaniyalOnline.com" alt="علی‌اکبر دهخدا شاعر و لغت‌شناس ایرانی" src="http://up.daniyalonline.com/images/42iouas381rmnzofcg0o.jpg" width=382 onload=NcodeImageResizer.createOn(this); height=532 originalHeight="532" originalWidth="382"></P> <P align=center><FONT color=#5c5552><STRONG>علی‌اکبر دهخدا</STRONG> </FONT>(۱۲۵۷ تهران – ۷ اسفند ۱۳۳۴ تهران)، ادیب، لغت‌شناس، سیاستمدار و شاعر ایرانی و بنیان‌گذار <EM>لغت‌نامه دهخدا.</EM></P> <P style="TEXT-ALIGN: center" align=center><IMG class=aligncenter title="علی‌اکبر دهخدا شاعر و لغت‌شناس ایرانی www.DaniyalOnline.com" alt="علی‌اکبر دهخدا شاعر و لغت‌شناس ایرانی" src="http://up.daniyalonline.com/images/ajqm8yw1v91z8cxdha5.jpg" onload=NcodeImageResizer.createOn(this); originalHeight="388" originalWidth="380"></P> <H2 align=center>زندگی‌: دورهٔ اول (تا نیمه‌راه مشروطیت)</H2> <P align=center><STRONG>علی‌اکبر دهخدا</STRONG> در سال ۱۲۵۷ خورشیدی در تهران متولد شد. اگرچه اصلیت او قزوینی بود ولی پدرش خانباباخان که از ملاکان متوسط قزوین بود، پیش از ولادت وی از قزوین خارج شده و در تهران اقامت گزیده بود. هنگامی که او ده ساله بود پدرش فوت کرد. در آن زمان شیخ غلامحسین بروجردی که از دوستان خانوادگی آنها بود کار تدریس دهخدا را به عهده گرفت و دهخدا تحصیلات قدیمی را نزد او آموخت.</P> <P align=center>در زمان گشایش مدرسهٔ سیاسی وابسته به وزارت امور خارجه در سال ۱۳۱۷ قمری، دهخدا در آزمون ورودی مدرسه شرکت کرد و در آنجا مشغول تحصیل شد و چهار سال بعد جزو اولین فارغ‌التحصیلان مدرسهٔ سیاسی بود. طی این دوره با مبانی علوم جدید و زبان فرانسوی آشنا شد. معلم ادبیات فارسی آن مدرسه محمدحسین فروغی بود و گاه تدریس ادبیات کلاس را به عهده دهخدا می‌‌گذاشت. چون منزل پدری دهخدا در جوار منزل حاج شیخ هادی نجم‌آبادی بود، دهخدا از این موقعیت استفاده می‌‌کرد و از محضر او بهره‌ می‌‌گرفت.</P> <P align=center>پس از اتمام دوره مدرسهٔ سیاسی، دهخدا که اکنون میرزا علی‌اکبر خان قزوینی نامیده می‌شد، به خدمت وزارت امور خارجه درآمد و در سال ۱۲۸۱ هنگامی که معاون‌الدوله غفاری به‌عنوان سفیر ایران در کشورهای بالکان منصوب شده بود، دهخدا به‌عنوان منشی سفیر با او همراه شد. اقامت آنها در اروپا بیش از دو سال در و بیشتر در شهر وین بود. دهخدا از این دوره برای آشنایی بیشتر با زبان فرانسوی و دانش‌های جدید استفاده کرد. در سال ۱۲۸۴ به ایران بازگشت.</P> <P align=center>بازگشت دهخدا به ایران مقارن با آغاز مشروطیت بود. ابتدا به مدت شش ماه در اداره شوسهٔ خراسان که در مقاطعهٔ حسین آقا امین‌الضرب بود، به‌عنوان معاون و مترجم مسیو دوبروک مهندس بلژیکی استخدام شد.</P> <P align=center>در همین هنگام، میرزا جهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسم خان تبریزی برای آغاز انتشار روزنامه صوراسرافیل که خود بنیان‌گذار آن بودند از او دعوت به همکاری کردند. دهخدا از ابتدا نویسندهٔ اصلی در صوراسرافیل بود. نخستین شمارهٔ این روزنامهٔ هفتگی پنج‌شنبه هفدهم ربیع‌الآخر ۱۳۲۵ قمری برابر دهم خرداد ۱۲۸۶ و ۳۰ مه ۱۹۰۷ در هشت صفحه در تهران منتشر شد. صوراسرافیل طی چهارده ماه بعدی با تعطیل‌ها و توقیف‌هایی که دید جمعاً سی و دو شماره منتشر شد که تاریخ آخرین شماره بیستم جمادی‌الاولی ۱۳۲۶ بود. دهخدا در آغاز هر شمارهٔ روزنامه مقاله‌ای در زمینهٔ مسائل سیاسی، اقتادی و اجتماعی و در پایان مقاله‌ای با عنوان چرند و پرند با نام مستعار می‌نوشت. سبک نگارش این مقالات در ادبیات فارسی بی‌سابقه بود و مکتب جدیدی را در روزنامه‌نگاری ایران و نثر فارسی معاصر پدید آورد.</P> <P align=center>مهم‌ترین نام مستعار میرزا علی‌اکبر خان قزوینی در چرندپرندش دخو بود. دخو مخفف کلمهٔ دهخداست، خطابی برای مردم ساده‌دل در قزوین، زادگاه پدر و اجداد نویسنده. البته دهخدا در اصل به معنی کدخدا و خداوند و بزرگ ده است. برخی نوشته‌های دهخدا موجب اعتراض‌ها شدید سنّت‌گرایان متعصب و طرفداران استبداد شد تا جایی که حتی حکم به تکفیر او دادند. مجلس چند بار راجع به نوشته‌های او به بحث و گفتگو پرداخت. در جلسهٔ بیستم شعبان ۱۳۲۵ اسدالله میرزا به شکایت انجمن اتحادیهٔ طلاب اشاره کرد. آقا سید محمد جعفر نماینده‌ای دیگر تصریح کرد که در شماره‌های ۱۲ و ۱۴ صور اسرافیل نوشته‌ای که به تکفیر بینجامد دیده نمی‌شود اما مطالب سیاسی را باید وزارت علوم و معارف نظر دهد. پس از یکی دو گفتار دیگر روزنامه به‌طور موقت توقیف شد. در این میان دهخدا نیز به مجلس احضار شد وتوانست با منطق و استدلال و حاضرجوابی مخالفان را مجاب کند. البته دهخدا را از در پشتی مجلس خارج کردند زیرا برخی متعصبان مسلح با سلاح گرم، آمادهٔ حمله به او بودند.</P> <H2 align=center>زندگی‌: دورهٔ دوم (تبعید و مهاجرت)</H2> <P align=center>بعد از کودتای محمدعلی شاه در ۱۲۸۷، دهخدا همراه با عده‌ای از آزادی‌خواهان در سفارت انگلیس تحصن کردند. محمدعلی شاه که از این موضوع خشمگین بود با تبعید ایشان به کشورهای همجوار و اروپا موافقت کرد. به روایت ناظم‌الاسلام کرمانی بنا شد که شش نفر از کسانی که در «سفارتخانهٔ انگلیس بودند نفی و تبعید شوند که هر یک را از قرار ماهی صد و پنجاه تومان بدهند و غلام سفارت آنها را ببرد به سرحد برساند و رسید گرفته مراجعت کند، تا یک سال در خارجه باشند. پس از یک سال مختارند به هر جا بخواهند بروند و یا مراجعت کنند به ایران». راوی دیگر در باکو، چند تن از ایشان را نام می‌برد (سید حسن تقی‌زاده، میرزا محمد نجات، وحیدالملک، دهخدا، حسین پرویز) که «آزادی‌خواهان و تجار کمک کرده اعانه دادند»، و آنها «به‌علت ناسازگاری محیط از راه تفلیس به پاریس رفتند».</P> <P align=center>پس از ورود دهخدا و آزادی‌خواهان تبعیدی به پاریس، گروهی از آنها به دعوت ادوارد براون به لندن رفتند. میرزا آقا فرشی، سید حسن تقی‌زاده، معاضدالسلطنه و محمدعلی تربیت از آن جمله‌ بودند. اما معاضدالسلطنه اندکی بعد به پاریس بازگشت و با دهخدا در انتشار دوبارهٔ صوراسرافیل همکاری کرد. دهخدا دعوت براون را برای رفتن به لندن و نشر صوراسرافیل در آن شهر را نپذیرفت. براون استدلال می‌کرد که در انگلستان امکانات بیشتری مهیاست و روزنامه‌هایی مانند منچستر گاردین و دیلی نیوز هواخواه مشروطه‌اند و چیزهایی می‌نویسند، اما دهخدا بنابر مصالحی ترجیح داد که چنین نکند. دهخدا در پاریس با علامه محمد قزوینی معاشر بود.</P> <P align=center>چون امکان نشر روزنامه در پاریس نبود، گروه صوراسرافیل، یعنی دهخدا، میرزا قاسم خان تبریزی، میرزا محمد نجات و حسین پرویز، در آذر ۱۲۸۷ به شهرک ایوردُن (Yverdon) در سویس نقل مکان کردند، اما محل چاپ روزنامه با اتخاذ تدابیری همچنان در پاریس بود. دورهٔ دوم صوراسرافیل در ایوردن در دی و اسفند ۱۲۸۷ تنها سه شماره منتشر شد. مطالب و مقالات روزنامه به قلم دهخدا و بسیار تندتر و صریح‌تر از پیش بود. در شمارهٔ سوم دهخدا مسمط معروف خود «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» که آن را در یادبود میرزا جهانگیرخان شیرازی سروده بود به چاپ رساند. دهخدا در تبعید برخلاف همگنانش در وضعیت مالی بسیار دشواری می‌زیست. دوران تبعید دهخدا در اروپا بی‌نهایت پرتنش و افسرده‌کننده بود و گفته شده که حتی به خودکشی یا گرفتن تابعیت بیگانه فکر کرده بوده است.</P> <P align=center>در فروردین ۱۲۸۸ گروه ایوردن به استانبول رفتند و به انجمن سعادت ایرانیان پیوستند. این انجمن را گروهی از ایرانیان مشروطه‌خواه همچون یحیی دولت‌آبادی، محمدعلی تربیت و حسین دانش اصفهانی با استفاده از محیط آزادتری که با تحولات جدید در عثمانی فراهم شده بود تشکیل داده بودند. مهم‌ترین فعالیت سیاسی دهخدا در استانبول نشر چهارده یا پانزده شماره از روزنامهٔ سروش در فاصلهٔ تیر تا آبان ماه ۱۲۸۸ بود. مؤسس و مدیر روزنامه سید محمد توفیق و سردبیر آن علی‌اکبر دهخدا و نویسندگان آن معاضدالسلطنه، میرزا یحیی دولت‌آبادی و میرزا حسین دانش اصفهانی بودند.</P> <P align=center>در همان دورهٔ اقامت دهخدا در اروپا دورهٔ دوم روزنامهٔ روح‌القدس با گرایش رادیکال سوسیالیستی احتمالاً در پاریس، منتشر می‌شد که دبیر و نگارندهٔ آن میرزا علی‌اکبر خان دهخدا معرفی شده است. درمورد اینکه این شخص همان علی‌اکبر دهخدا بوده است یا نه اختلاف وجود دارد.</P> <P align=center>پس از فتح تهران و خلع محمدعلی شاه، در انتخابات دورهٔ دوم مجلس شورای ملی علی‌اکبر دهخدا در حالی که هنوز در استانبول بود، هم از تهران و هم از کرمان (به نشانهٔ حق‌شناسی مردم این ایالت از بابت مقالات صوراسرافیل) به نمایندگی مجلس انتخاب شد. دهخدا نمایندگی مردم کرمان را پذیرفت. دهخدا در بازگشت به ایران و در ادامهٔ فعالیت سیاسی خود به حزب اعتدالیون پیوست و این برخلاف انتظار یاران سابق او بود که غالباً در حزب رقیب یعنی حزب دموکرات جمع شده بودند.</P> <P align=center>با آغاز جنگ جهانی اول و ورود نیروهای روسی به شمال ایران و نزدیک شدن آنها به پایتخت و سقوط دولت، دهخدا همراه با اعضای کمیتهٔ مهاجرت ابتدا به قم و سپس به کرمانشاه رفت. پس از انحلال حکومت در مهاجرت، دهخدا به مدت دو سال و نیم به دعوت روسای ایل بختیاری در مناطق چهارمحال بختیاری به سر برد و بخش عمده‌ای از این دوره را مهمان لطفعلی خان امیرمفخم در قلعهٔ دزک در نزدیکی فرخ‌شهر کنونی بود. در همانجا بود که اندیشهٔ تدوین لغت‌نامه یا فرهنگ‌نامه‌ای جامع برای زبان فارسی در ذهن او شکل گرفت و با استفاده از کتابخانهٔ امیرمفخم کار نگارش یادداشت‌های لازم برای لغت‌نامه و امثال و حکم را آغاز کرد.</P> <H2 align=center>زندگی‌: دورهٔ سوم</H2> <P align=center>پس از پایان جنگ جهانی اول، دهخدا از فعالیت‌های سیاسی کناره گرفت، و طی دورهٔ رضا شاه به کارهای علمی و ادبی و فرهنگی پراخت. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف (وزارت فرهنگ بعدی) و سپس ریاست تفتیش وزارت عدلیه (وزارت دادگستری بعدی) را به عهده داشت. در سال ۱۳۰۶ مدرسهٔ سیاسی به مدرسهٔ عالی حقوق و علوم سیاسی تغییر نام یافت و ریاست آن را علی‌اکبر دهخدا به عهده گرفت. در سال ۱۳۱۴ به عضویت فرهنگستان ایران انتخاب شد. از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ ریاست دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی را تا سال ۱۳۲۰ به عهده داشت. در این سال از خدمات دولتی بازنشسته شد و یکسره به کار لغت‌نامه پرداخت. در همین دوران بود که در جواب استفسار دوستان که چرا شعر و نثری به سبک آنچه در صوراسرافیل منتشر می‌کرد نمی‌سراید و نمی‌نویسد، می‌گفت: «در این زمانه بسیارند کسانی که حاضرند وقت و نیروی خود را صرف شعر گفتن و مقاله نوشتن و طبع و نشر آنها در روزنامه‌ها و مجلات کنند، ولی شاید کمتر کسی باشد که بخواهد و بتواند با تألیف آثاری مانند امثال و حکم و لغت‌نامه وظیفه‌ای دشوار و خسته‌کننده و طاقت‌سوز ولی واجب را تحمل نماید.»&nbsp; به سردبیر مجلهٔ آینده، دکتر محمود افشار یزدی که از او مقاله می‌خواست (پس از شهریور ۱۳۲۰) نوشت که «اگر میسر شد و گرفتاری‌ها اجازه داد مقالاتی می‌فرستم، با شرط عدم تحریف»؛ اما کمتر برای مطبوعات دست به قلم می‌برد</P> <P align=center>در نخستین کنگرهٔ نویسندگان ایران در تیر ماه ۱۳۲۵ جزء هیئت رئیسه شرکت داشت، ولی از این کنگره (شاید به دلیل حضور چشمگیر حزب توده) چندان رضایتی نداشت.<SUP id=cite_ref-5><FONT size=1>[۶]</FONT></SUP> در اسفند ۱۳۲۹ در تأسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی شرکت کرد. در همان سال از جمله نویسندگان و اهل فرهنگی بود که بیانیهٔ صلح استکهلم را امضا کرد.</P> <P align=center>دهخدا در سال‌های نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکتر محمد مصدق، پشتیبان جدی او بود. در ماههای پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شایعهٔ تشکیل شورای سلطنت و ریاست شورای دهخدا، و حتی شایعهٔ جمهوری و ریاست جمهوری دهخدا بر سر زبان‌ها افتاد. دستی نیز در کار بود که سرمقالهٔ نخست صوراسرافیل ایوردُن (دورهٔ دوم) را که حاوی حمله‌های بی‌پروایی به موجودیت پادشاهی در ایران بود برای رهبران سیاسی ارسال می‌کرد.<SUP id=cite_ref-8><FONT size=1>[۹]</FONT></SUP> در چنین وضعیتی بود که در روزهای اول بعد از کودتا، خانهٔ دهخدا توسط مأموران تفتیش شد و خود نیز مورد احضار و بازجویی قرار گرفت. به دلایل پیش‌گفته و نیز شرکت در نامهٔ سرگشاده علیه کنسرسیوم نفت در سال بعد، نام دهخدا را از خیابان محل زندگی‌اش برداشتند.</P> <P align=center>علی‌اکبر دهخدا در روز دوشنبه هفتم اسفند ماه ۱۳۳۴ در سن ۷۷ سالگی در خانه مسکونی خود در خیابان ایرانشهر تهران درگذشت. پیکر او به شهر ری مشایعت و در ابن بابویه در مقبره خانوادگی مدفون گردید.</P> <H2 align=center>لغت‌نامه</H2> <P align=center>مقدمات انتشار لغت‌نامهٔ دهخدا از اواخر دههٔ ۱۳۰۰ شمسی با مساعدت دولت فراهم شد و اولین قراردادها برای این منظور سال‌‌های ۱۳۱۳ و ۱۳۱۴ بین وزارت معارف و علی‌اکبر دهخدا منعقد شد. اولین مجلد لغت‌نامه در سال ۱۳۱۸ منتشر شد، اما به‌دلیل کندی کار چاپخانه بانک ملی، آغاز جنگ جهانی دوم و حجم وسیع کار، چاپ لغت‌نامه متوقف شد. پس از پایان جنگ، اندیشهٔ چاپ و نشر تألیف دهخدا به یک ایدهٔ ملی تبدیل شد. سرانجام در سال ۱۳۲۵ با طرح پیشنهادی عده‌ای از نمایندگان مجلس شورای ملی (در رأس آنها محمد مصدق) و به دنبال آن تصویب مادهٔ واحده‌ای در مجلس، وزارت فرهنگ مکلف به تأمین کارمندان و امکانات لازم برای تدوین لغت‌نامه شد. به این ترتیب، لغت‌نامه از یادداشت‌های گردآوری شده توسط دهخدا بسیار فراتر رفت، و سازمان لغت‌نامه از آغاز تا پایان نشر کتاب، از همکاری تعدادی از لغت‌شناسان برخوردار شد که نام‌های آنها در مقدمهٔ ویرایش جدید (سال ۱۳۷۷) به‌عنوان عضو هیئت مؤلفان لغت‌نامه آمده است.</P> <P align=center>معاونت ادارهٔ لغت‌نامه با دکتر محمد معین بود تا در سال ۱۳۳۴ مجلس شورای ملی ادارهٔ لغت‌نامه را از منزل دهخدا به مجلس منتقل ساخت و دهخدا دکتر معین را به ریاست اداره معرفی کرد و طی دو وصیت‌نامه او را مسئول کلیهٔ فیش‌ها و ادامهٔ کار چاپ لغت‌نامه قرار داد. پس از درگذشت دهخدا در اسفند ۱۳۳۴ محل لغت‌نامه تا سال ۱۳۳۷ همچنان در مجلس شورای ملی بود و از آن پس به دانشگاه تهران منتقل شد.</P>